گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم
مراحل گذر تاریخی سرمایه داری:7
ج: مرحلۀ انفعالی
در مرحلۀ انتقالی با برخی از نمودهای نوین رشد نیروهای مولده و فناوری دیجیتال و تاثیرات آن ها بر روابط و مناسبات اجتماعی از جمله بازتعریف مالکیت و دموکراسی اقتصادی و همچنین آگاهی هرچه بیشتر انسان ها به نقش جمعی خود و رها شدن از اجبارهای صرف معیشتی و… آشنا شدیم. در مرحله انفعالی به عنوان مرحلۀ تعیین کننده در استقرار بنیان های سوسیالیسم و عوامل مانع و رادع آن ها بحث خواهد شد. مرحلۀ انفعالی مرحله ای از تحولات تاریخی جامعه و انسان است که ساختار تغییر کرده ولی انسان ها هنوز در حال فراگیری چگونه زیستن در جهان نو می باشند. فرایندی که الزامات مادی، فناوری های مدرن و اشکال تازه همکاری های اجتماعی مسیر خود را یافته؛ ولی رسوبات فکری گذشته تلاش دارند جهان نوین را با مفاهیم کهنه تفسیر کنند. بدین مضمون که ذهن آینده را می پذیرد؛ ولی رفتار در تلاش برای باز تولید گذشته است. یعنی انسان هنوز نمی تواند برتری خواهی و امتیازات عصر بقا را از پس زمینه های ذهنی خود دور سازد. این دوگانگی فهم تاریخی یک سردرگمی را در روابط و مناسبات اجتماعی ایجاد می کند که بنیان های زیسته نوین را هنوز با شک و تردید می نگرد.
در مرحلۀ انفعالی بنیان های جامعه سوسیالیستی از نظر مادی شکل گرفته اند؛ ولی ذهنیت تاریخی انسان ها هنوز میان برخی نمودهای گذشته پرسه زده و دچار نوعی شک و تردید تبیینی می باشند.زیرا همواره آگاهی بعد از رشد بنیان های مادی ابعاد نوین خود را می یابد و نیاز و مطالبه به دنبال کشف شهود عینی خود حرکت می کنند. این مرحله که طی یک روند پی در پی رکود و بحران در نظام سرمایه داری فراهم می آید؛ مشروعیت ساختار غالب را خدشه دار ساخته و باز تولید آن زمینه مادی و انسانی خود را از دست می دهد. چرا که با انباشت آگاهی ناشی از رشد فناوری های ارتباطی و دسترسی آسان عمومی به داده ها و اطلاعات، انسان ها کمبود های تصنعی و نارسایی های ساختی را با درک و شناخت بهینه خود بسوی نیازها و مطالبات واقع جامعه هدایت خواهند کرد. این فرایند از دل همبستگی های خودجوش، پلتفرم های مشترک تصمیم گیری، نوعی اقتصاد اشتراکی غیر بازاری چون تعاونی ها، مدیریت منابع و نوعی نرم افزارهای متن باز همگانی شکل می گیرند؛ بر می خیزند؛ و قاعده بازی را به نفع ساختارهای نوین تغییر می دهند.
در مرحلۀ انفعالی جامعه با سطح بالای تولید اجتماعی، وابستگی و همبستگی متقابل بین انسان ها، فناوری های پسا دیجیتال که روند اجتماعی شدن تولید و توزیع را تسهیل می کنند؛ و همچنین امکان برنامه ریزی های جمعی و اجتماعی شدن واقعی دانش و کار روبرو می باشد. بدین مضمون که تولید ماهیت فردی خود را از دست داده و ذاتا به اجتماعی شدن گرایش پیدا می کند. روندی که بنیان های مادی جامعه سوسیالیستی را در خود دارد. تضاد و تناقض های انباشته شدۀ نظام سرمایه داری اگرچه هنوز در پس زمینه های فکری خود به رقابت مطلق، مالکیت انحصاری، امنیت فردی و قدرت و سلطه گری می الندیشد؛ ولی در برابر زبان فکری جدید، مفاهیم نوین مالکیت، آزادی و دموکراسی و همچنین تجربۀزیسته نظم نوین آن را به حاشیه رانده و سوسیالیسم به عنوان یک واقعیت بدیهی اجتماعی خود را نشان می دهد. در این مرحله با بارزه های هماهنگی و مشارکت اجتماعی، تولید جمعی و حل مسائل مشترک اجتماعی، به جای قدرت در سرمایه داری با شاخصه های تمرکز، سلطه گری و نظارت و کنترل منابع و مصالح می نشینند. روندی که منجر به همسویی نهادهای نوین با بنیان های مادی، شکل گیری عادات نوین به انتخاب های جدید، فرهنگ عمومی با ویژگی های نوین تثبیت شده و تضاد بین گذشته و آینده بسوی حل نهایی گام برمی دارند. مرحله ای از تثبیت تمدنی جدید که انسان ها با تعلق خاطر به نمودهای نوین ارزش های اجتماعی، بسوی درک ضروری تحولات تاریخی جدید روی می آورند.
پس در مرحلۀ انفعالی جامعه با دگرگونی در شیوه های تولید و توزیع، فناوری های جدید و سازمان نوین کار، روابط اقتصادی جدید و همچنین با نیازها و مطالبات جدید روبرو می گردد. این ضرورت های الزاما تاریخی، انسان ها را وارد نقش های نوین اجتماعی با مناسبات نوین و اشکال نوین زیست اجتماعی می نماید که با گذشته یک تفاوت بنیادین دارند. این دستاوردهای کمال یافته با رسوبات فکری که به صورت نامریی و ناخودآگاه در قالب های عادات و سنن، ارزش های اخلاقی قدیمی، تصورات کهنه از قدرت و یا الگوهای سنتی اطاعت و سلسله مراتب اجتماعی روبرو می باشد که جامعه را در تبدیل ضرورت ها به انتخاب های نوین با چالش روبرو می سازند. برای گذار از این چالش ها جامعه نیاز به بنیان های مادی الزام آور تاریخی و به تبع آن شکل گیری خودآگاهی جمعی برای تولید معانی جدید و همچنین بنیان های فرهنگی نوین برای نهادیه سازی انتخاب های جدید می باشد. این الزامات گذار قطعا با مشروعیت زدایی ذهنیت های کهن از طریق تجربه های زیستی و ظهور و تثبیت عادات جدید و تکرار انتخاب های نوین جایگاه واقعی خود را می یابد. فرایندی که به انسان ها می آموزد که به عنوان یک عامل تاریخی، خود بخشی از ساختن نظم نوین بوده؛ و عاملیت جمعی برای گذر از عدم قطعیت حیات یک الزام تاریخی می باشد.
کمیت های فراروئیده در پایان مرحلۀ انفعالی به کیفیت نوینی منجر می شوند که در آن مشارکت جایگاه خود را به عنوان مسئولیت جمعی پیدا کرده؛ مالکیت به عنوان یک تجربۀ موفق زیستی اشکال نوین خود را تثبیت، و دموکراسی نه یک ساختار سیاسی که به عنوان یک شیوه زندگی اجتماعی تعریف می شود. بدین مضمون که دموکراسی با مشارکت دائمی شهروندان، شفافیت داده ها، تصمیم گیری های شبکه ای، اقتصاد مشارکتی و نظارت اجتماعی بر قدرت و سرمایه خود را نشان می دهد. این بارزه ها محصول مرحله ای از تکامل تاریخی جامعه و انسان است که با تحول نیروهای مولده«داده ها، هوش مصنوعی و شبکه ها»، تغییر مفهوم مالکیت و گسترش آگاهی جمعی شبکه ای که با فناوری های پسا دیجیتال فرا می رویند؛ می باشند. مرحله ای که در آن فناوری دیگر همچون ابزار بیرونی در ساختار سرمایه داری عمل نکرده؛ بلکه به بخشی از ساختار اجتماعی و ادراکی انسان ها مبدل شده و از منطق تاریخی مستقل پیروی می کند. زیرا فناوری در این مرحلۀ تاریخی، با تغییر قدرت توسط شبکه های دیجیتالی، دگرگونی در اشکال مالکیت با داده ها، تغییر منطق کار با هوش مصنوعی و دگرگونی سلسله مراتب اجتماعی گذشته با ارتباطات افقی، استقرار ساختارهای نوین را ممکن می سازند. بنابراین در کیفیت نوین تکامل تاریخی، با رشد و توسعه دامنه نیروهای مولده و فناوری که در آگاهی و باورهای نوین اجتماعی تاثیر کارآمد دارند؛ در شکل دهی روابط و مناسبات نوین اقتصادی و اجتماعی نقش اصلی را بازی می کند.
در مرحلۀ انفعالی جامعه وارد مرحلۀ تمدنی پس از گذار شده و تضادهای درون اجتماعی با تغییر ماهیت خود به تضاد میان انسان و افق های ناشناخته مبدل می شوند.فرایندی که توسعۀ انسانی را برای گسترش افق انسان بودن توسعه می بخشد. دامنه این ناشناخته ها عرصه های علمی و فنی، اجتماعی، ناشناخته های وجودی و اخلاقی را در بر می گیرد که مرزهای هوش مصنوعی و زیست فناورانه، اشکال جدید همزیستی، همکاری و دموکراسی تعمیق یافته و همچنین هویت یابی نوین و بهبود آگاهی و آزادی و تلاش مورد لزوم برای دگرگونی انسان و جهان را در بر خواهد گرفت. در مرحلۀ انفعالی جامعه با مشکل تامین نیازهای پایه روبرو نیست؛ ولی با آغاز مسئولیت های جدید تاریخی خویش مواجه می گردد. چرا که انسان در این مرحله از مسئولیت اجتماعی خویش در برابر کمبودهای تصنعی قرار ندارد؛ بلکه در برابر امکان های موجود بایستی مسئولیت پذیر باشد. بدین مضمون که مساله اصلی انسان دیگر رقابت برای بقا نیست؛ بلکه تلاش برای هرچه انسانی تر شدن روابط و مناسبات اجتماعی می باشد. یا به عبارتی انسان با آیندۀ ناشناخته خویش برای فهم و درک قدرت فناوری، گسترش دامنه آگاهی، توسعه ابعاد انسانی برای تداوم زیست جهان و همبستگی جهانی برای خطرات مشترک طبیعی و اجتماعی روبرو می باشد.
در مرحلۀ انفعالی فرهنگ، هنر و ادبیات با توجه به دگرگونی های ساختی و درگیری جامعه با نمودهای نوین و کهن، دچار یک تحول درونی در راستای نیاز و الزام روندهای دگرگونه تکامل تاریخی می گردند. فرهنگ با رسوبات فکری گذشته همراه با ذهنیت فردگرایی رقابتی، تلاش برای حفظ موفقیت های انحصاری، مصرف گرایی موروثی و ترجیحات زیستی مبتنی بر قدرت و ثروت در پس زمینه های ذهنی و یا رفتاری خود را نشان می دهند. در کنار این بارزه های گذشته، ارزش های نوینی چون همبستگی، همکاری اجتماعی، مسئولیت پذیری جمعی و معناجویی انسانی تدریجا رشد می نماید. ادبیات نیز بار مسئولیت های جدید جامعه و انسان را بیان می دارد. روایت هایی از گذشته و نقد حافظۀ تاریخی، کند و کاوی پیرامون آزادی، کار و هویت و همچنین جستجوی زبان تازه برای بیان تجاربی که در حال بالندگی و کامل شدن است. مقطع تاریخی که نویسنده ضمن نقد نظم کهن، به کشف امکان های انسانی جدید همت می گمارد. هنر که در گذشته عموما ابزار قدرت و یا صرفا بیان واکنش فردی بود؛ از حالت لوکس بودن فاصله گرفته و مرز بین هنرمند و مخاطب کاهش یافته و هنر هرچه بیشتر به فعالیتی اجتماعی تر مبدل می شود. پس در مرحلۀ انفعالی فرهنگ همچون میدانی برای گذر آگاهی عمل کرده؛ و ادبیات زبان کشف آینده بوده و همچنین هنر به صورت تمرینی برای زیستن در جهان نو مفهوم می یابد.
نتیجه اینکه: انسان ها در مراحل تکامل تاریخی با تجارب زیسته و آگاهی های انباشته، عرصه های نوینی از حیات اجتماعی خود را می آغازند که با روندهای گذشته دارای یک تفاوت بنیادین می باشند. این ساختارهای فکری نوین کیفیات نوینی را پذیرا می شوند که جامعه وارد مرحلۀ فهم تاریخی خود برای قبول جامعه ای متکامل تر و انسانی تر می گردد. فرایندی که جامعه با پذیرش نظم نوین با بارزه های فکری رسوب کرده؛ در برابر تغییر و ضرورت های مقاومت منفعلانه ای را از خود بروز می دهد. مرحلۀ انفعالی در گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم جامعه از نظر بنیان های عینی آمادۀ نظم نوین سوسیالیستی می باشد؛ ولی اذهان انسان ها هنوز برخی از بارزه های فکری نهادین را با خود داشته و در برابر تغییر مقاومت منفعلانه از خود بروز می دهند. مرحله ای که تولید اجتماعی، درک متقابل انسانی تعمیم یافته و فناوری های شبکه ای همراه با امکان برنامه ریزی جمعی بسوی اجتماعی شدن کار و دانش گام بر می دارند. مقطعی از تاریخ تکامل اجتماعی که اگر چه انسان ها با ویژگی های عینی نظم نوین روبرو می باشند ولی هنوز در پس زمینه های فکری خود از مالکیت جمعی، عدالت فراگیر اجتماعی می هراسند و همچنین با ذهنیت مالکیت سنتی با روند دیجیتالیزه شدن حیات جمعی روبرو می گردند.بنابراین در مرحلۀ انفعالی جامعه همراه با مقاومت رسوبات فکری، با زبان فکری جدید، با باز تعریف مفاهیم تازۀ مالکیت، آزادی و دموکراسی، زیستن در نظم نوین را آغاز می کند. قطعا برای تثبیت بنیان های ساختی سوسیالیستی، جامعه به تثبیت تجربۀ موفق همکاری های اجتماعی، امنیت مادی لازم و اشکال نوین فرهنگی،ادبی و هنری برای پاسخگویی به نیازهای برآمده از تکامل تاریخی نیازمند می باشد. در مرحلۀ بعدی از سلسله بحث های گذر تاریخی نظام سرمایه داری به سوسیالیسم به نقش کارگران و فرودستان در برآمدهای این روندهای تکاملی خواهم پرداخت.
ادامه دارد.
اسماعیل رضایی
08:05:2026